در بزنگاههایی که جنگ روایتها تعیینکننده سرنوشت افکار عمومی است، سکوت و انفعال مدیران فرهنگی به یک معضل جدی تبدیل شده است. فقدان دغدغه برای تولید آثار فرهنگی و هنری همراستا با اهداف کلان انقلاب اسلامی، عملاً میدان را در مواجهه با فتنهها به جریانهای معاند واگذار کرده است. فتنههای اخیر نشان داد مسئله، کمبود ابزار یا نیروی انسانی نیست؛ مسئله اصلی، نبود اراده و فهم راهبردی است. وقتی مدیر فرهنگی درک روشنی از جنگ شناختی نداشته باشد، طبیعی است که تولید فرهنگی به حاشیه رانده شود و هنرمند متعهد یا منزوی شود یا کنار گذاشته! در همین راستا «ابراهیم اصغری» از تهیه کنندگان پیشکسوت سینما و تلویزیون در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس ضمن انتقاد از مدیریت فرهنگی و مدیران کنونی سینمایی کشور اظهار داشت: از مدیریت سینمایی ایران، به ویژه مدیریتی که در بنیاد سینمایی فارابی شاهد آن بودهام، کاملاً ناامید شدهام. به نظرم میرسد افرادی که مسئولیت این مدیریتها را بر عهده گرفتهاند، شایستگی اداره سازمانی به این بزرگی، مثل بنیاد سینمایی فارابی که متولی اصلی تولیدات سینمایی است، را ندارند. حداقل بر اساس برخوردهایی که دوستان و همکارانم داشتهاند و همچنین موردی که خودم بهطور مستقیم دیده و شاهدش بودهام، به نظر میآید که تفکرات این دوستان کاملاً متفاوت است و به همین دلیل احساس میکنم این نوع مدیریت، متأسفانه شایسته سینمای ایران نیست.
وی افزود: کاش افرادی به مدیریت نهادهایی مانند فارابی و دیگر مجموعههای اجرایی منصوب میشدند که این حوزه را بهخوبی میشناختند. من خودم با چنین مدیریتی و با این نوع نگاهها کاملاً ناامید شدهام.
تهیه کننده فیلم سینمایی «تک تیرانداز» تصریح نمود: در جلسهای که چند ماه پیش، بعد از مدتها پیگیری، با مدیر فارابی داشتم، ایشان را از نظر شخصی فرد خوبی دیدم و ظاهراً هم از بچههای حزباللهی هستند، اما در دیدگاهها و نگاهشان با نکاتی مواجه شدم که برای من بسیار غیرمنتظره بود. این برداشت البته کاملاً شخصی است، اما مشابه همین موارد را از دوستان و همکارانم هم شنیدهام. ایشان کارهای قبلی من را که در بنیاد فارابی انجام شده بود، ناموفق میدانستند و بر این اساس، معتقد بودند کسانی که کار ناموفق در فارابی داشتهاند، دیگر نمیتوانند با این مجموعه همکاری کنند.
وی تاکید کرد: در حالی که من دو موضوع مشخص را مطرح کردم؛ موضوعاتی که امروز در جامعه ما از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند، اما از نظر ایشان در اولویت نبودند. حتی فیلمهایی مانند فیلم «شماره ده» که قطعاً شما و بسیاری از دوستان دیگر آن را دیدهاید، از نظر ایشان آثار ناموفقی تلقی میشدند و به نظر میرسد همین نگاه درباره برخی از کارهای مشابه دوستان و همکارانم نیز وجود دارد. و ایشان اصرار داشتند که باید به سمت کارهایی برویم که فروش خوبی داشته باشند، و در مقابل کارهایی که با هزینههای اندک و اصطلاحاً لو باجت ساخته شوند. این دو تفکر، به نظر من، اساساً با هم در تناقض هستند. کارهایی که در سینمای ایران قابلیت فروش بالا دارند، قطعاً آثاری هستند که بازیگران چهره دارند، خوشساختاند و از استانداردهای بالای تولید برخوردارند. این نوع آثار اصولاً جزو کارهای کمهزینه محسوب نمیشوند.
اصغری همچنین با انتقاد از شخص مدیریت بنیاد سینمایی فارابی بیان کرد: انتقاداتی که ایشان نسبت به مدیریت قبلی فارابی و رئیس پیشین سازمان سینمایی مطرح میکردند، به نظر من برای جایگاه یک مدیر، انتقاداتی بسیار تند و نهچندان شایسته بود. با این حال، ایشان با صراحت چنین مواردی را مطرح میکردند و خود را در این حوزه کاربلدتر از مدیران قبلی میدانستند که این نگاه، به نظر من، تا حدی مغرورانه است.
او ادامه داد: در عین حال، یکی از دوستانم، آقای سعید سهیلی، فیلمنامهای بسیار قوی درباره جنگ دوازدهروزه داشت که اتفاقاً در بنیاد فارابی هم تصویب شده بود. من در همان جلسه درباره این پروژه صحبت کردم و تأکید داشتم که اگر چنین کاری حمایت شود، میتواند اثر مهمی باشد. با این حال، با وجود اینکه این فیلمنامه در شوراهای فارابی و حتی در جاهای دیگر تصویب شده بود و موضوعی کاملاً اولویتدار داشت، یعنی یک موضوع اجتماعی در بستر جنگ دوازدهروزه با قصهای بسیار مناسب برای سینمای امروز و سینمایی که به قهرمان ملی نیاز دارد، متأسفانه از سوی ایشان مورد حمایت قرار نگرفت. این مسئله فقط به این پروژه محدود نبود و در مورد برخی دیگر از کارهای دوستانم هم همین نگاه وجود داشت.
این سینماگر با بیان این مطلب که در این شرایط، برای من این سؤال پیش آمد که یا ما تا امروز در سینمای ایران مسیر اشتباهی را رفتهایم و دنبال ساخت چنین آثاری بودهایم، یا اینکه این دوستان اساساً با یک نگاه متفاوت و نادرست وارد این جایگاهها شدهاند؛ اظهار داشت: گاهی احساس میشود انگار قرار بوده مدیر بنیاد فارابیِ یک کشور دیگر باشند، نه متولی سینمای ایران. وقتی کاری در حوزه جنگ دوازدهروزه، یا اثری با رویکرد ضد اسرائیلی، یا یک فیلم دفاع مقدس، یا حتی یک اثر اجتماعی درباره مسائل روز و بحرانهای موجود در کشور، در اولویت قرار نمیگیرد، واقعاً این پرسش پیش میآید که اولویت اصلی چیست!
وی متذکر شد:اگر اولویت، فروش فیلم است، فیلمهای پرفروش معمولاً نیازی به حمایت بنیاد فارابی ندارند. اگر هم قرار است فیلمی پرفروش باشد، معمولاً باید یک اثر پرهزینه، بزرگ و فاخر باشد. چنین آثاری اساساً لو باجت نیستند که انتظار برود با بودجه اندک ساخته شوند. این تناقضها برای من بسیار عجیب بود.
او ادامه داد: با توجه به اینکه ما عملاً نمیتوانیم این مدیریتها یا افکارشان را تغییر دهیم، حداقل کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که تصمیم بگیریم تا زمانی که این دوستان در این جایگاهها حضور دارند، ترجیح بدهیم با فارابی و مجموعههای مشابه همکاری نکنیم و تلاش کنیم پروژههایی را دنبال کنیم که بتوان آنها را در فضاهای دیگر پیش برد. متأسفانه این وضعیت امروز گریبان کل سینمای ایران را گرفته است. حتی در نهادهایی که قرار بوده حامی فیلمهای فرهنگی و ارزشمند باشند، نوعی تفکر دیگر حاکم شده و مسائل دیگری در پشت پرده وجود دارد که واقعاً نمیدانم چه نامی میشود روی آن گذاشت. شاید بتوان گفت نوعی ترجیح دادن افراد خاص یا همان نورچشمیها، یا هر شکل دیگری که من از جزئیاتش اطلاع دقیقی ندارم.
«ابراهیم اصغری» در پایان این گفت و گو باردیگر خاطرنشان ساخت: من از مدیریت فرهنگی و هنری، بهویژه مدیریت سینمایی که ما ارتباط بیشتری با آن داریم، مانند بنیاد فارابی و سایر نهادهایی که موظف به حمایت از آثار سینمایی ارزشی و در راستای اهداف انقلاب اسلامی هستند، بسیار مأیوسم. مدیریتهایی که به نظر من، اگر بخواهم صریح بگویم، مدیریتهای بسیار خاصی هستند. احساس میکنم همانطور که در حوزه اقتصاد کشور با مدیریتهای بسیار ناکارآمد مواجه هستیم، این نوع مدیریتها در حوزه فرهنگ و سینما هم شباهتهای زیادی به همان الگو دارند. متأسفانه شرایط فرهنگی و اقتصادی کشور به سمتی رفته که امروز شاهد آن هستیم.

