به گزارش سرویس فرهنگ و هنر خبرگزاری عطف؛ جعفر گودرزی که رئیس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران است، در یک مقاله نوشت: کشورهای پیشرفته یک رفتار فرهنگی قابل تقدیر دارند. آنها هنگامی که میفهمند در یک سیستم یا روش مدیریتی شکست خوردهاند، آن را قبول میکنند، حتی مراسم و جشنی برگزار میکنند، و این میشود درسی برای یادگیری. آنها راهکار را پذیرفته و از مسیر «شکست» برمیگردند و مسیری جدید را طی میکنند. آنها از شکست، عظمتی دوباره میسازند.
اما اینجا مفاهیم و فهم مسائل کاملا متفاوت است!
در خودروسازی شکست خوردهایم، اما کسی هست که اعتراف کند!؟
کمپانیهای خودروساز همچنان در حال گرفتن پول از مردم هستند و در افت کیفی، سرعت هم افزایش دادهاند!
در مدیریت آب با بحرانی روبرو هستیم و در عین حال شاخصهای مصرف را آموزش ندادهایم و مردم در قرن سوم و جهانی کمآب و بیآب، هنوز با آب شُرب حمام میکنند و حتی ماشین میشویند! در مقابل سازمان آب به جای رفع بحران مسئله را به انتقال تانکرهای آب در مناطق شهر کاهش داده و هیچ مدیری مسئولیت وضع ناخوشایند این روزهای پایتخت را نمیپذیرد.
شاهد همین نوع از مدیریت در سینما نیز هستیم!
اینکه فیلمهای ایرانی در چه سطحی از سینمای جهانی هستند، موضوع گفتگوی من نیست که همین فیلمهای نهچندان برجسته در نهایت مردم را با سینما صلح دادهاند، چرا که سلیقه مخاطب در آخر به خواست فیلمساز تبدیل شده است. اما حتی اینبار هم به این موضوع نمیپردازم.
با یک ترکیب مختلف، چراغ موفقیت فیلمها روشن است و کاری را که مدیران مزبور سینمایی کشور در طول حداقل این دو سال نتوانستند انجام دهند، سینماگران انجام دادهاند و رونقی متوسط به سالنهای سینما بازگشته و سینمای بیمار و مرگبار، در حال خارج شدن از کُما است و گویا رویدادهای خوشایند پیشروی صنعت سینماست. اما دقیقا در همین زمان که سینما به شوک و تنفس مصنوعی پاسخ مثبت میدهد، سر و کله مقامات نمایان میشود تا دوباره شاهد معجزه مدیریتی آنان باشیم!
آقایان!
شما که برنامه ندارید، طول و عرض مدیریتتان هم که با حذف و بگیر و ببند تمام شده، به همین چند فیلم فیلم رحم کنید!
به مردم، به سینمادار.
به «سینما» رحم کنید!
باور کنید اگر بگذارید چرخه به شکلی طبیعی خودش را پیدا میکند، اما شما کاری میکنید که تهیهکننده و کارگردان با هزار خواهش و تمنا و ارتباط و ریش گرو گذاشتن، برای فیلمشان سئانس بگیرند و پنبه همکارشان را بزنند!
در چنین نوع از مدیریتیست که اصطلاحا زیرآبزنی و چوب لای چرخ گذاشتن باب میشود و این ابدا زیبا نیست.
در مدیریت آشفته شما همین بس که یکی دو فیلم را نُه ماه در اکران نگه میدارید و بعد یکباره هشت فیلم جدید را همزمان وارد سیکل اکران میکنید!
فاصله اکران فیلمهای موفق قبلی فقط یک ماه و اندی است. بعد پشتبند فیلمهای موفقی که کسریهای شما را جبران میکنند، هشت فیلم را یکباره و همزمان راهی اکران میکنید!؟ ماحصل چنین تصمیم غلطی به جان هم انداختن سینماگران و پشیمانی سرمایهگذاران از ورود به صنعت سینما و مخلص کلام، سوزاندن فرصت است. شاید نمیدانید که با چنین رویکرد مدیریتیِ اشتباهی تیشه به ریشه سینما میزنید؛ که من آرزو میکنم ندانید! که غم ندانستن شما از زهر عمدی بودن تصمیمات اشتباهتان قابل تحملتر است! هر چند نتیجه در نهایت اسفبار خواهد بود.
این فیلمها با سرمایه خصوصی ساخته شده و برخی سرمایههایشان سالهاست که خوابیده و حالا که بعد از کوران کرونا و ناآرامیهای اجتماعی، فرصت اکران یافتهاند و در نهایتِ حیرت مردم هم استقبال خوبی نشان دادهاند، پایتان را از گلوی فیلمساز و سرمایهگذار بردارید. بگذارید سینما کمی نفس بکشد. با سرمایه و نقدینگی مردم نجنگید. چه اصراری به اینهمه اعمال نظر دارید!؟
مخاطب این سینمای پر از محدودیت و سانسور، مردم هستند. حال که آنها با وجود همه این محدودیتها و با وجود فیلمهای نهچندان قوی چراغ سینما را روشن نگاه داشتهاند شما هم دست از اعمال سلیقه در دایره مدیریت عجیب و غریبتان بردارید!
تداوم اکران فیلمهایی که از نُه ماه پیش روی پرده هستند، نامش هرچه هست مدیریت نیست! و اوج این خلاقیت و مدیریت هم البته اکران یکباره هشت فیلم با هم است!
در تفسیر چنین تصمیمی آنچه بیش از همه رخ مینمایاند، عناد با فیلمساز و به یغما بردن سرمایه روحی، معنوی و مالی اوست.
سازندگان این فیلمها اگرچه چندان نامآشنا نیستند، اما حضورشان به مثابه همان نفس تازهایست که در کالبد نیمهجان سینما دمیده است. نتیجه کارشان در نهایت رونق صنعت رو به احتضاریست که ما سالهاست برایش نگرانیم و فریاد وااسفا سر دادهایم.
مدیریت اکران سینما کار چندان پیچیدهای نیست که در نهایت مجبور شویم شاهد اشتباهات فاحش شما در این چرخه معیوب باشیم.
فیلمهای جدیدتر را با یک نمودار هرمی وارد چرخه اکران کنید؛ آهسته، پیوسته و صبورانه و در مقابل برای ادامه اکران فیلمهای موفق پیشین چند درصد از ظرفیت سینماها را حفظ کنید.
با مدیریت آنی فقط به جریان توفنده رودخانه لطمه میزنید.
به جای برخوردهای دفعی و ساخت دیوار، پلها و ظرفیتها را بالا ببرید. راهی جز این نیست.
