«مهرداد کوروش نیا» نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس در واکنش به تغییر ساختاری اداره کل هنرهای نمایشی به دفتر هنرهای نمایشی اظهار داشت: دفتر شدن اداره کل هنرهای نمایشی اتفاقی بسیار نامطلوب بود و متأسفانه به نظر نمیرسد به نتیجهای مؤثر منجر شود. علت این امر، توجه ناکافی ساختار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به حوزه تئاتر است. بررسی روند فعالیتها نشان میدهد از دهه ۷۰ کشور وارد یک سراشیبی در حوزه تئاتر شده است؛ این موضوع هم شامل اداره کل هنرهای نمایشی و هم اداره کل استانها میشود.
وی افزود: من بهعنوان کارشناس اداره کل استان تهران با سابقه ۲۶ ساله، به یاد دارم که در آن سالها در شهرستانهایی همچون فیروزکوه، دماوند، شهریار، ورامین، رباطکریم و اسلامشهر، هر تئاتری که اجرا میشد، مبلغی حدود صد هزار تومان کمک مالی دریافت میکرد. با توجه به نرخ دلار آن زمان که تقریباً ۸۰۰ تومان بود، این مبلغ حمایت قابل توجهی برای گروههای آماتور به شمار میرفت.
او ادامه داد: امروزه، اگر بخواهند به هر تئاتر در شهرستان کمک مالی کنند، حداقل باید مبلغی بالغ بر پنجاه میلیون تومان اختصاص یابد. در دهه ۷۰، حتی تئاترهای آماتور و گروههایی که برای نخستین بار اجرا میکردند، از حمایت مالی بهرهمند میشدند. در حال حاضر، مرکز هنرهای نمایشی حتی قادر به ارائه کمک مالی به گروههای حرفهای نیز نیست.
کارگردان نمایش های «یادگار» و «زیگموند» با بیان این مطلب که چنین رفتارهایی نشاندهنده کوچکنگری و بیمهری نهادهای دولتی نسبت به تئاتر است؛ بیان داشت: مسیر کنونی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه تئاتر، با تغییرات صورت گرفته، عملاً موجب تضعیف تئاتر و سپرده شدن آن به بخش خصوصی شده است.
وی افزود: اگر وضعیت استانها را بررسی کنیم، مشخص میشود که اداره کلهای استانی نیز مشابه اداره کل عمل میکنند و کمک مالی و کلاسهای آموزشی محدود شدهاند. یادم میآید در دهه ۷۰، تابستانها برای ۱۷ شهرستان استان تهران، سه تا چهار استاد اعزام میشدند تا در زمینه کارگردانی، بازیگری، نمایشنامهنویسی و گریم به آموزش بپردازند. بهعنوان مثال، زندهیاد سهراب سلیمی در آن سالها به شهرستانها سفر میکرد و دورههای آموزشی برگزار میکرد و برای سه ماه تابستان، ۱۱ میلیون تومان دریافت میکرد که با نرخ دلار آن زمان مبلغ قابل توجهی بود.
این کارگردان تئاتر با اشاره به تاثیر سیاست گذاری های دهه نود که موجب افول کیفی تئاتر کشور شد؛ بیان کرد: در اواخر سال ۱۳۹۰، دو سال پایانی دوره ریاستجمهوری آقای احمدینژاد، تصمیم گرفته شد که بخش خصوصی وارد عرصه تئاتر شود و سالنهای خصوصی تأسیس گردد. این رویکرد به تدریج جریان جدیدی ایجاد کرد که تمرکز آن بر جذب مخاطب، تبلیغات و درآمدزایی بود و کیفیت آثار عملاً در اولویت قرار نداشت.
او ادامه داد: امروزه، حتی نمایشهایی که از کیفیت بالایی برخوردارند، به دلیل نبود حمایت کافی، فروش مناسبی ندارند و متضرر میشوند. این امر موجب شده که کارگردانان برجسته سالها بدون فعالیت باقی بمانند و نمایشنامهنویسان توانمند نیز فرصت ارائه آثار خود را نداشته باشند. بسیاری از نمایشنامهنویسان نسل قدیم، متولد دهه ۴۰ و ۵۰، اکنون در سنین طلایی باروری هنری خود قرار دارند، اما شرایط موجود مانع بهرهبرداری از تجربه و تواناییهای آنها شده است.
کوروش نیا تصریح نمود: این محدودیت هنرهای نمایشی به نظر میرسد از دو عامل نشأت میگیرد: اول، تئاتر برای دولت اهمیت چندانی ندارد و دوم، تئاتر به عنوان یک هنر مزاحم و گاه انتقادی در نظر گرفته میشود که به دلیل نقدها و اعتراضات سیاسی مخاطبان، مزاحمت ایجاد میکند.
کارگردان نمایش های «مونس» و «قرار» با اشاره به آسیب های قوت گرفتن بخش خصوصی در هنر تئاتر اظهار داشت: در حال حاضر، بخشی از سیاستها موجب میشود که هزینههای تولید تئاتر محدود شود و بخش خصوصی، مشابه آنچه در سینما رخ داده، وارد عمل شود. در سینما بودجهی قابل توجهی در اختیار فارابی است و برخی آثار فاقد کیفیت، با این بودجه تولید میشوند. این روند در تئاتر نیز اعمال شده است؛ سالنهای خصوصی با ظرفیت بیشتر، بدون محدودیت، قادر به فعالیت هستند، در حالی که استفاده از امکانات دولتی محدود به یک ماه یا کمتر است.
مهرداد کوروش نیا در پایان این گفت و گو خاطرنشان کرد: علاوه بر این، بودجه کمک مالی که قبلاً بین تمامی آثار و استانهای کشور تقسیم میشد، اکنون تجمیع شده و در اختیار مدیران و رؤسای انجمنهای نمایش قرار میگیرد. این امر منجر به استفاده از منابع محدود بهصورت رانتمحور شده و تنها به پروژهها و افرادی تخصیص مییابد که مورد علاقه مدیران هستند، مشابه آنچه در فارابی شاهد هستیم.

