به روایت عطف؛

سینماپرس: «​عید سعید قربان» امسال بسیار متمایز بوده و اصلی‌ترین تمایز آن را می‌توان در شفاف شدن جبهه و علنی شدن تمایز میان دو تفکر «اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله» و «اسلام آمریکایی» قلمداد نمود.

حسین پورقادری/ «عید سعید قربان» از برجسته ترین اعیاد و روزهای محترم در میان تمامی مسلمانان است. عیدی ویژه که هرساله به عنوان بدرقه یک «عبادت بزرگ» نه تنها موجب تشرف جمع قابل توجهیی عظیمی از «امت اسلام» به مقام و جایگاه «حاجی شدن» می‌شود؛ بلکه یک فرصت و موقعیت بی‌نظیر برای «عموم مسلمانانی» است که توفیق حضور در احرام و «حج تمتع» را ندارند. فرصتی ویژه برای تمامی «مسلمین» با هر سطح از پایبندی به «شریعت اسلام» و در اقصی نقاط جهان تا برای نزدیکی به پیشگاه مولای خود و ترمیم رابطه خود با «خداوند متعال» گامی نو بردارد و این همه در حالی است که «عید سعید قربان» امسال به سبب رویدادهای پیش آمده در یک سال گذشته موقعیت ویژه‌ای پدید آورده که لزوم بازخوانی و مرور چند نکته مهم را ضروری می‌سازد:

۱/ «عید سعید قربان» امسال بسیار متمایز بوده و اصلی‌ترین تمایز آن را می‌توان در شفاف شدن جبهه و علنی شدن تمایز میان دو تفکر «اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله» و «اسلام آمریکایی» قلمداد نمود. دو تفکری که اگر چه در طول تاریخ یک «قطب‌بندی» غیر قابل حذف و زدودن از پیکره «جوامع اسلام» را رقم زده بودند. اما حالا با آشکار شدن ماهیت این دو قطب می‌توان به وضوح پیوند میان «حکام فاسد کشورهای اسلامی» و «یهودیان عنود» را به عنوان اصلی‌ترین عامل در شکل گیری «اسلام آمریکایی» برای تمامی پیروان حق و جویندگان حقیقت قابل فهم و شفاف نمود. اتفاقی که عرصه فرهنگ و رسانه، بالاخص در طی نیم قرن اخیر به شدت عاجر از تبیین آن بود و متاسفانه تبیین دراماتیک آن در قالب تولیدات فیلم و سریال و … به سبب حاکمیت نوعی از «تفکر محافظه‌کارانه» در میان متولیان فرهنگی کشور، همواره با نوعی از «خود سانسوری» مواجه گردیده است.


 «بایکوت عرصه فرهنگ و رسانه» یک موقعیت غیر قابل تکرار برای «بازسازی انقلابی در ساختارهای فرهنگی کشور»


۲/ امسال «مسلمانان» در اقصی نقاط جهان شاهد تقدیم یک «ذبیح» تاریخ ساز دیگر در مسیر تفکر «اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله» بوده‌اند. «ذبیحی» که با «شهادت خامنه‌ای کبیر» توسط اشقی الاشقیای صهیونی و البته همراهی تام و کامل «اسلام آمریکایی» رقم خورد و یادآور «وَفَدَینَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» و «ذبیح عظیم امام حسین علیه السلام» گردید. پس اگر چه طبق آیه ۸۲ سوره مبارکه مائده که می‌فرماید «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ» حقد و کینه «یهود» نسبت به اهل ایمان و مومنان موضوع پنهان و غیرآشکاری نیست. اما «شهادت امام سید علی خامنه‌ای» نشان داد که چگونه افراد به ظاهر مسلمان در قالب حکام کشورهای ظاهرا اسلامی می‌توانند در مسیر امیال و اهداف «یهود» به خدمت گرفته شوند و از این جهت نه تنها موضوع «شهادت حسین علیه اسلام» توسط نیروهای نیابتی «یهود» و یا ترور «امیرالمومنین علیه السلام» توسط «یهود» و بانک رسای ایشان مبنی بر اینکه «قَتَلَنِی ابن ملجم، قَتَلَنِی اللَّعِینُ ابْنُ الْیهُودِیةِ وَ رَبِّ الْکعْبَةِ» و … موضوعی بدیهی و واضح است؛ بلکه چرایی کم کاری رسانه‌ای «جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» در تبیین کیفیت و شفاف ساختن این ماهیت واقعی و یا اقدامات سخیف «رسانه ملی» در تطهیر چهره پلید «یهود عنود» و مختصر کردن دایره فعالیت شیطانی ایشان در «صهیونیسم» و تقلیل این تخاصم تاریخی به ماهیت «رژیم سفاک صهیونی» و … اقدامی است که بیش از هر زمانی مشکوک به نظر می‌رسد.


 «بایکوت عرصه فرهنگ و رسانه» یک موقعیت غیر قابل تکرار برای «بازسازی انقلابی در ساختارهای فرهنگی کشور»


۳/ «روز عرفه» مقدمه ورود به «عید سعید قربان» و روز دعا و توسّل و توجّه و اوج توجّه به «خدا» است. روزی که با نام و یاد «ذبح عظیم و بی‌بدیل حسین علیه اسلام» و «دعای بی نظیر عرفه» پیوند خورده است. دعایی استثنایی که هر کسی آن را با توجّه به معنایش بخواند، از وقتی که این دعا را شروع می‌کند به خواندن تا به آخرش برسد، بکلّی نسبت به آن آدمی که قبل از خواندن دعا بوده تغییر می‌کند و این در حالی است که حتی اگر دَه‌بار قبلاً خوانده باشد این دعا را؛ معارفی در این دعاها است که می‌تواند این چنین تغییر دفعی در آدمی ایجاد نماید. دعایی ویژه که اصلی‌ترین منبع و الگو برای فهم «نظریه کُنش‌گری اسلام ناب محمدی» محسوب می‌شود؛ اما متاسفانه جریان حاکم رسانه‌ای در کشور همواره سعی کرده تا موقعیت پیشآمده برای انجام یک «خانه‌تکانی اساسی» در را در سطح یک امر عبادی محدود و فردی خلاصه کند و این فرصت بسیار مغتنم برای تجدید حیات «سبک زندگی اسلامی» را قربانی «ژستهای منوالفکرانه اسلام رحمانی» سازد!


 «بایکوت عرصه فرهنگ و رسانه» یک موقعیت غیر قابل تکرار برای «بازسازی انقلابی در ساختارهای فرهنگی کشور»


۴/ «دعای عرفه‌ امام حسین علیه اسلام» اصلی‌ترین منبع و الگو برای فهم «نظریه کُنش‌گری اسلام ناب محمدی» است. نظریه‌ای که «امام خمینی» آن را در اشل و تاسیس ساختار ابتدایی «نظام جمهوری اسلامی» پیکیری و در حد بضاعت خود در طی ۱۵ سال زعامت خود بنیانگذاری نمود و پس از ایشان در طول حدود ۴ دهه زعامت «امام شهید خامنه‌ای» از عمقی ویژه و با غنای سیستماتیک برخوردار شد. نظریه‌ای که انسان مسلمان را «مأمور به تکلیف» معرفی می‌سازد و اساسا به دنبال «کسب نتیجه» نیست! نظریه‌ای که «عالم را محضر خدا» فرض می‌نماید و با چنین فرضی تنها معطوف و متوجه تکالیفی است که خداوند بر او مقرر داشته است. تکالیفی که شاید از منظر مادی تبعات و نتیجه مطلوبی در پی ندارد؛ اما حسب آنکه «تکلیف الهی» است، خود را ملزم به آن دانسته و به پیگیری آن مبادرت می‌ورزد. تکالیفی که اگر چه ابعاد آن در «آرمانهای انقلاب اسلامی» مذکور و در قالب «اهداف فرهنگی نظام جمهوری اسلامی» فهرست گردیده است؛ اما مع الاسف از ظهور و بروز جدی و فراگیر در تولیدات هنری و رسانه‌ای کشور و بالاخص خروجی تولیدات سینما و تلویزیون برخوردار نشده و از این جهت مشاهده می‌شود که در اوج «جنگ رمضان» گیشه سینماهای کشور به تسخیر آثار ضدهویتی و معارضی همچون فیلم سینمایی «آنتیک» و فیلم سینمایی «تهران کنارت» و … در می‌آید و یا منتج به بازپروری نقش در حال کم رنگ شدن سلبریتی‌ها با در اختیار قرار دادن مجدد آنتن به آثاری همچون «صفا با خانواده» و … و توجیه دور برگردان رسانه ملی به بهانه جذب حداکثری مخاطب می‌شود.


 «بایکوت عرصه فرهنگ و رسانه» یک موقعیت غیر قابل تکرار برای «بازسازی انقلابی در ساختارهای فرهنگی کشور»


۵/ اگر چه سخن گفتن از «نظریه کُنش‌گری اسلام ناب محمدی» و ماهیت الهام بخش «دعای عرفه‌ امام حسین علیه اسلام» در شکل گیری این نظریه مجالی مبسوط طلب می‌کند؛ اما در پایان این مختصر لازم است تا به این مهم اشاره نمود که حضور «مدیریت مرموز اجرایی» در دولت‌های مختلف جمهوری اسلامی و در طی نیم قرن فرایند تثبیت پروسه‌ی «دولت‌سازی» (State Building) در «نظام جمهوری اسلامی» اگر چه با حضور موثر «شبکه نفوذ» و طیف ویژه‌ای از «مدیران ریش‌دار بیریشهای» همراه شد و اجازه نداد تا این ساختار آنچنان گه بایسته است به رشد و تعالی خود بالاخص در زمینه تحقق «عدالت اجتماعی» نایل بیاید؛ اما بالا بودن آستانه صبر و استقامت در مسیر «امام شهید خامنه‌ای» موجب شد تا امروزه «نظریه کُنش‌گری اسلام ناب محمدی» به جریانی آنچنان پویا و مستحکم در بطن «جامعه اسلامی ایران» مبدل گردد که با فقدان و «شهادت امام امت» به قلیان آمده و جهانیان را در طی ۹۰ روز اخیر با پدیده‌ای با عنوان «حماسه حضور خیابانی ملت ایران» متحیر سازد. پس باید امیدوار بود تا پس از تثبیت شرایط و کنترل التهابات ناشی از «جنگ رمضان» در فضای عمومی جامعه و در پرتو زعامت «امام سید مجتبی خامنه‌ای» به پشتوانه این «بعثت عظیم ملت مسلمان ایران» فرایند زدودن پروسه «نظام‌سازی» (System Building) در جمهوری اسلامی از مبانی التقاطی با سرعتی ویژه و اولویت اعمال در عرصه فرهنگی کشور مورد پیگیری واقع شود.


 «بایکوت عرصه فرهنگ و رسانه» یک موقعیت غیر قابل تکرار برای «بازسازی انقلابی در ساختارهای فرهنگی کشور»


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *