به روایت عطف؛

سینماپرس: «اصغر نقی زاده» با بیان این مطلب که سینماگران باید این واقعیت را درک کنند و بدانند در چنین شرایطی نقش آن‌ها در روایت و آگاهی‌بخشی کم‌اهمیت نیست؛ گفت: من این را قبول ندارم که بگوییم بین مردم و هنرمندان فاصله افتاده است. نمی‌شود ده دوازده نفر سلبریتی را به حساب همه هنرمندان گذاشت. هنرمند اساساً کارش این است که مثل آینه باشد. امروز هم ما چند میدان جنگ هم‌زمان داریم یک میدان نظامی، یک میدان اقتصادی، یک میدان دیپلماسی و یک میدان هم جنگ روایت‌ها.

«اصغر نقی زاده» بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس با اشاره به نقش هنرمندان در دوره آتش بس شکننده «جنگ تحمیلی رمضان» اظهار داشت: به نظر من در شرایط فعلی یک نکته مهم وجود دارد. من از همان روزی که آتش‌بس اعلام شد؛ گفتم مردم را نباید به خواب برد. مردم باید بیدار بمانند، چون چیزی عوض نشده است؛ دشمن پشت خط ایستاده و منتظر است لحظه‌ای غفلت کنیم. سال‌ها گفته شد که اول باید شکم مردم را سیر کنیم، اما در کنار آن باید حواسمان هم به این واقعیت باشد که این تقابل تمام نشده است.

وی افزود: اگر به تجربه تاریخی نگاه کنیم می‌بینیم این مسئله سابقه دارد. عراق در سال ۱۹۵۹ از دست غرب خارج شد و حزب بعث آمد، اما در ۲۰۰۳ دوباره آن را پس گرفتند. مصر در ۱۹۵۲ با انقلاب ناصر از مدار غرب خارج شد، اما در دهه ۷۰ دوباره به همان مسیر برگشت. لیبی در ۱۹۶۹ همین اتفاق را داشت و در ۲۰۱۱ دوباره مسیرش عوض شد. به هر حال آن‌ها دنبال این هستند که ایران را هم پس بگیرند.

بازیگر فیلم سینمایی «آژانس شیشه ای» تاکید کرد: باید بدانیم این وضعیت به این زودی‌ها تمام نمی‌شود. سینماگران هم باید این واقعیت را درک کنند و بدانند در چنین شرایطی نقش سینماگران در روایت و آگاهی‌بخشی کم‌اهمیت نیست.

نقی زاده در مورد انتقاداتی که نسبت به سکوت بخشی از هنرمندان و سلبریتی ها مطرح می شود بیان کرد: من این را قبول ندارم که بگوییم بین مردم و هنرمندان فاصله افتاده است. نمی‌شود ده دوازده نفر سلبریتی را به حساب همه هنرمندان گذاشت. هنرمند اساساً کارش این است که مثل آینه باشد. امروز هم ما چند میدان جنگ هم‌زمان داریم یک میدان نظامی، یک میدان اقتصادی، یک میدان دیپلماسی و یک میدان هم جنگ روایت‌ها.

وی متذکر شد: هنرمند باید در همین میدان روایت‌ها کار کند؛ اثر بسازد و آن را بازتاب بدهد. من چون خودم در سینما هستم، درباره سینما حرف می‌زنم و به بقیه هنرها کاری ندارم. اما متأسفانه این همت را آن‌طور که باید نمی‌بینم؛ حتی در جاهایی مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی که انتظار می‌رود حرکتی شکل بگیرد، فعلاً چنین اتفاقی نیفتاده و خیلی از بچه‌های سینما هم بیکارند.

بازیگر فیلم های سینمایی «از کرخه تا راین» و «مهاجر» با بیان این مطلب که اینکه سینمای ایران بعد از جنگ باید به چه سمتی برود هم باید واقع‌بین بود؛ تصریح نمود: در کشوری مثل ما که پول و قدرت دست بالا است، معمولاً همان‌جا تعیین می‌کند چه چیزی ساخته شود. در دهه ۶۰ و ۷۰ شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجموعه حاکمیت امکانات و بودجه را در اختیار صداوسیما و بخش اجرا می‌گذاشتند و می‌گفتند آثار جنگی ساخته شود، چون هنوز فضای جنگ وجود داشت.

او ادامه داد: بعد از دهه ۸۰ سیاست‌های کلان تغییر کرد و سینما به سمت آنچه «سینمای اجتماعی» نام گرفت رفت و بعد هم موج کمدی شکل گرفت. در واقع خیلی از این جهت‌گیری‌ها از بالا تعیین می‌شود، چون بخش خصوصی آن‌قدر توان مالی ندارد که بخواهد خودش سیاست‌گذاری فرهنگی کند و هزینه‌های سنگین آن را بپردازد. بنابراین باید دید در سطوح بالا چه تصمیمی گرفته می‌شود.

وی یادآور شد: در همه حوزه‌ها همین‌طور است؛ در سیاست، اقتصاد و صنعت هم تصمیم‌های کلان مسیر را مشخص می‌کند. فرض کنید امروز شورای عالی انقلاب فرهنگی بگوید امسال کمدی بسازید، یا فردا مدیری بیاید بگوید فقط آثار جنگی ساخته شود؛ طبیعی است که جریان تولید هم به همان سمت می‌رود.

این هنرمند انقلابی همچنین با اشاره به تاثیر اقتصاد و مشکلات معیشتی بر سرنوشت جنگ تحمیلی سوم اظهار داشت: آمریکا از سال ۵۷ که ایران را از دست داده، تا وقتی آن را پس نگیرد دست‌بردار نیست. این جنگ هم شبیه همان جنگ هشت‌ساله است؛ آن زمان هم آمده بودند کل موجودیت ما را از بین ببرند. حالا شکلش پیشرفته‌تر شده؛ آن زمان هواپیما نبود، امروز ابزارها عوض شده. ما هم قوی‌تر شده‌ایم، موشک‌هایمان بهتر شده، اما اگر نتوانیم تاب‌آوری اقتصادی ایجاد کنیم، آسیب می‌بینیم. در چنین جنگی هر طرفی که تاب‌آوری اقتصادی بیشتری داشته باشد، برنده است.

وی افزود: نمونه‌اش را در دوران جنگ و عملیات کربلای پنج می‌توان دید. آن زمان وضعیت صادرات نفت خوب بود، اما وقتی آمریکا دید در میدان جنگ نمی‌تواند حریف ما شود، به عربستان فشار آورد که قیمت نفت را پایین بیاورد. نفتی که حدود ده دلار تولید می شد، به حدود پنج دلار فروخته می شد. نتیجه‌اش این بود که فشار اقتصادی خودش را نشان داد. یادم هست در پادگان به ما رشته‌پلو می‌دادند، کمی جلوتر از خط شویدپلو می‌دادند و اگر به خط مقدم می‌رفتی قیمه می‌دادند.

«اصغر نقی زاده» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: مسئله تاب‌آوری اقتصادی نقطه‌ضعف ما است؛ اگر از نظر نظامی خوب عمل کنیم اما از نظر اقتصادی نتوانیم دوام بیاوریم، ممکن است همان اتفاقی بیفتد که در سال‌های ۶۵ تا ۶۷ افتاد و کار به آتش‌بس کشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *